بديع الزمان فروزانفر

119

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

اين بيت اشاره است بمضمون آيه‌ى شريفه : فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً . ( الكهف ، آيه‌ى 74 ) . آن كه از حق يابد او وحى و جواب * هر چه فرمايد بود عين صواب وحى : القاء و بيان معنى ، پنهان از غير ، الهام ، ظهور معنى در خواب ، وصول معنى بدل و يا از راه گوش بواسطه‌ى ملك ، كلام خدا كه بانبيا مىرسد در اصطلاح شرعى ، و حقيقت آن پيوستگى دل است بعالم غيب و ظهور حقيقت بىواسطه‌ى تعلم ، بدين معنى مخصوص انبيا نيست و در قرآن كريم براى اوليا نيز استعمال شده است : وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي . ( المائدة ، آيه‌ى 111 ) و صوفيه وحى را منقطع نمىشمارند و ظاهرا مراد ايشان معنى اخير است ، مولانا مىفرمايد : نه نجومست و نه رملست و نه خواب * وحى حق و الله اعلم بالصواب از پى رو پوش عامه در بيان * وحى دل خوانند آن را صوفيان مثنوى ، ج 4 ، ب 1852 ببعد ( جع : تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 5 ، ص 486 ، ج 7 ، ص 423 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : وحى . ) آن كه جان بخشد اگر بكشد رواست * نايب است و دست او دست خداست نظير اين مضمون : جان پيش تو هر ساعت مىريزد و مىرويد * از بهر يكى جان كس چون با تو سخن گويد ديوان ، ب 6500